اوائل که اومده بودم اداره، هم من، هم همکارم جدید بودیم و خب طبعا مدیران و همکاران رو از والدین تشخیص نمی‌دادیم. بنابراین هر کس از در اتاق ما میومد تو دوتایی به احترامش بلند می‌شدیم و سلام گرمی می‌کردیم. یه بار به همکارم گفتم سمیرا فکر کنم پایان سال از ما به‌عنوان مردمی‌ترین کارشناسان اداره تقدیر بشه چون هیچکی به اندازه ما برای ارباب رجوع بلند نمیشه :))))

فکر می‌کنم همه آدما (از جمله خود من، قبل از ورود به اداره) از انجام کارهای اداری، بخاطر خشک بودن برخورد پشت میز نشین‌ها دچار اضطراب میشن. حالا وقتی مراجع زبان گفتاریش با فرد اداری یکی نباشه و سخت بتونه فارسی صحبت کنه این اضطراب چند برابر میشه. توی این مدتی که بواسطه عدم شناخت افراد (بر اساس جایگاه شغلی و اجتماعی‌شون) خودم رو موظف می‌دونستم با همه سلام گرم داشته باشم و به احترامشون پاشم، متوجه شدم چقدر والدین اضطراب کمتری رو تحمل می‌کنند و راحت‌تر با کارشناس مربوطه گفتگو می‌کنند.

از اون به بعد باوجود اینکه رفته‌رفته همکاران‌مون رو شناختیم و والدین برامون قابل تشخیص شدن، من بازم ترجیح میدادم هر والدی میاد به احترامش بلند بشم و باهاش سلام گرمی داشته باشم. هر کسی از احترام دیدن، احساس خوبی پیدا می‌کنه! حتی اگه براش کاری نکنی، صرفا بخاطر احترامی که دریافت کرده احساس مثبتی پیدا می‌کنه و اون حس منفی‌ای که "این اصلا از همون اولش هم قصد نداشت کارمو راه بندازه" شکل نمی‌گیره...

خداحفظم کنه! چه کارشناسی! چه مردمی‌ای! چه شریفی :)))