موهای کوتاهمو که حالا یه کم بلند شده باز کردم و دستمو بردم لای موهام. بوی نرگس از لا به لای موهام پیچید و رسید به بینیم! نرگس خریدن کار قشنگیه! دیر به دیر اما همیشه برای خودم نرگس می خرم. بوی نرگس توی مغزم که میپیچه دلم میخواد چشامو ببندم و به همه زیبایی ها فکر کنم. اما یه آن یادم میاد این نرگس ها رو از دم در بهشت آباد در حالی که از مراسم خاکسپاری بر می گشتم، خریدم. ولی خب چه اهمیتی داره... اگه مرگ بوی نرگس بده اصلا چه لذتی بالاتر از مرگ...!

طبق عادت گوشی موبایلمو باز کردم و اولین پست اینستاگرام اقای قمشه ای داشت می گفت موسیقی خوب بشنوید... موسیقی خوب یعنی چی؟ پلی لیستم پر از موسیقی خوبه! شجریان! شجریان!مرضیه! شجریان! بنان! شجریان پسر! داریوش رفیعی! شجریان! عبدالوهاب شهیدی! شجریان پسر! شجریان! زندوکیلی! معتمدی! مرضیه! شجریان... با خودم فکر کردم موسیقی بی کلام چرا ندارم؟! وقتی آقای کلام جناب هوشنگ ابتهاج میگه یه عمر با کلمه حرفامو زدم و هنوز نتونستم حرفی که تو دلم هست رو بزنم و یکی از حسرتام موسیقیه، چرا من اینقد تو دام کلمات و واژه ها خودمو اسیر کردم؟!

بوی نرگس همچنان غوغا کرده! من موسیقی کلاسیک رو هیچ وقت حرفه ای گوش ندادم. دوست دارم سلیقه موسیقیم رو رشد بدم و گوشام رو به این موسیقی آشنا کنم اما فرصتش هیچوقت پیش نیومده... کی از الان بهتر؟! همین الان که بوی نرگس مغزمو پر کرده! چند تا سرچ ساده منو به مقصود میرسونه اما یهو مغزم میگه زززززززیینگگگگگ! میرم سراغ یک کسی که سلیقه موسیقیش همینه! نشستم موسیقیای مورد علاقه ش رو گوش دادم. با بوی نرگس ترکیب فوق العاده ای شد... 

چقد خوب که همه چیز سر جاشه، حتی چیزایی که در نهایت بی نظمی سر جاشون نیستن... :)